|
۲۰ جمادی الثانی |
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
▪ ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام)
ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام) روزى حضرت رسول اکرم(صلى
الله علیه وآله) در ابطح با حضرت على(علیه السلام) و عمّار و منذر و عباس و
ابوبکر و عمر نشسته بود ناگاه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا محمد خداوند
سلام مى رساند و امر مى کند که چهل روز از خانه خدیجه دورى نمائى. حضرت نیز
چهل روز به خانه خدیجه نرفت و در منزل فاطمه بنت اسد بود. روزها را روزه
مى گرفت و شبها را به عبادت مى گذراند. سپس عمار را نزد خدیجه فرستاد که بگوید نیامدنش بسوى او از روى کراهت نیست بلکه امر خداوند متعال است.
حضرت خدیجه به جهت دوریش با پیامبر(صلى الله علیه وآله) هر روز مى گریست
تا اینکه چهل روز به اتمام رسید. در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: یا
محمد خداوند سلام مى رساند و مى فرماید: براى تحفه من مهیا شو، ناگاه
میکائیل طبقى آورد که دسمالى بهشتى روى آن را پوشانده بود و گفت پروردگارت
مى فرمایید امشب با این طعام افطار کن. حضرت على(علیه السلام) فرمود:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) هر شب به من امر مى فرمود که در خانه را باز
گذارم تا هر که مى خواهد بیاید و با حضرت افطار کند. ولى امشب فرموده است
بر در خانه بنشین و مگذار کسى داخل شود که این طعام بر غیر من حرام است. حضرت موقع افطار از غذا و آب بهشتى تناول نمودند، باقیمانده غذا به آسمان برده شد.
زنان مکه به جهت اینکه حضرت خدیجه(علیها السلام) با پیغمبر(صلى الله علیه
وآله) ازدواج کرده بود با آن مخدّره دشمنى مى کردند و از او دورى مى
جستند. به او سلام نمى دادند و نمى گذاشتد زنى نزد او برود. از این جهت و
به علت تنهائى، وحشتى عظیم حضرت خدیجه(علیها السلام) را فرا گرفت.
موقعى که خدیجه(علیها السلام) به فاطمه(علیها السلام) حامله گردید، فاطمه
در شکم مادر مونس خدیجه بود، با او سخن مى گفت و به او صبر مى داد. چون درد
بر او قلبه کرد خدیجه شخصى را بسوى زنان قریش و فرزندان هاشم در مکه
فرستاد که نزد او بیایند، ولى آنان گفتند: تو سخن ما را قبول نکردى و زن
یتیم ابوطالب شدى که فقیر و بى چیز است، ما به خانه تو نمى آییم. خدیجه از
شنیدن این جواب بسیار غمگین شد و در فکر فرو رفت، ناگهان چهار زن شبیه
به زنان بنى هاشم نزد او حاضر شدند. خدیجه(علیها السلام) ترسید! یکى از
آنان گفت: اى خدیجه، نترس ما فرستاده پروردگاریم و بیارى تو آمده ایم. منم
ساره زوجه ابراهیم، دیگران گفتند مائیم آسیه و مریم و کلثوم خواهر موسى،
سپس فاطمه زهراء(علیها السلام) در دومین یا پنجمین سال بعثت به دنیا آمد.
آن طفل را با آب کوثر شستند و لباس سفیدى بر او پوشاندند و سپس خدیجه به
فاطمه(علیها السلام) شیر داد.(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- حوادث الایام، صفحه 127. |
|
|
|
قاتل حضرت زهرا کیست؟ |
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن
درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب
بیتالاحزان{1} ذکر کرده که خلاصهای از آن چنین است:
1. ابو محمد
بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب
الامامْ و السیاسه مینویسد: ابوبکر دستور داد عدّهای از اصحاب را که با او
بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آنها را
نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد
زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را
با اهل آن به آتش میکشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در
این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش
میزنم.{2}
2. دانشمند معروف اهل تسنّن، ابن ابی الحدید در شرح
نهجالبلاغه مینویسد: در فتح مکّه( سال ششم هجری) شخصی به نام هبار بن
أسوده، زینب دختر رسول خدا(ص) را که در محمل نشسته بود، با نیزه ترسانیده
،و سبب شده بود که وی فرزندش را سقط کند. پیامبر(ص) برای خون هبار احترام
قائل نشد، و او را به اعدام محکوم کرد.{3} ابن ابی الحدید میگوید: من این
خبر را برای استادم ابو جعفر نقیب نقل کردم. استادم فرمود: اگر رسول خدا
ریختن خون هبار بن أسود را جایز بداند از آن رو که او زینب را ترسانیده و
سبب سقط جنین او شده، لازمه این حکم آن است که اگر حضرت پیامبر زنده بود،
ریختن خون آن کس را که حضرت فاطمه(س) را ترسانیده بود به طوری که سبب سقط
فرزند حضرت شد نیز جایز میدانست.{4}
میر حامد حسین هندی، در کتاب
عبقات الانوار، از کتاب الوافی بالوفیات، تألیف صلاحالدین صفدی که از
عالمان اهل تسنّن است، در شرح زندگی نظام از استادان و عالمان بزرگ اهل
تسنّن نقل میکند که نظام گفت: پیامبر تصریح کرد که مقام امامت از آن علی(ع)
است و حضرت را به فرمان حق تعالی برای امامت معرّفی کرد؛ به طوری که همه
اصحاب از آن آگاه شدند؛ ولی عمر آن را به سبب ابوبکر، کتمان کرد. وی در
ادامه سخن میگوید: عمر در روز بیعت با ابوبکر به پهلوی حضرت فاطمه(س) ضربه
زد که بر اثر آن، محسن فاطمه سقط شد/
محدّث قمی در بیت الاحزان
مینویسد: محمد بن جریر طبری امامی به سند معتبر از ابو بصیر نقل میکند که
امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) روز سهشنبه، سوم جمادیالثانی، سال
یازدهم هجری از دنیا رفت و علّت وفات حضرت، ضربت قنفذ غلام عمر بن خطاب بود
که به دستور عمر با غلاف شمشیر بهحضرت ضربه زد؛ به طوری که فرزندش محسن
سقط شد و همین امر، بیماری شدید حضرت را در پی داشت.{5}
همچنین نامه
عمر به معاویه که شرح این حادثه را به طور گسترده بیان میکند، خواندنی
است. مشروح این نامه را علاّمه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، ج 8، ص 222،
چاپ قدیم از کتاب دلائل الامامه، ج 2 نقل کرده است/
اقوال دیگری از
عالمان تسنّن و تشیّع در این زمینه نقل شده است که مجالی برای نقل آن نیست.
به هر حال، از مجموع آرای ناقلان این حادثه استفاده میشود این واقعه
دردناک که آن افراد برای حضرت زهرا(س) پیش آوردند. سرانجام سبب شهادت آن
اسوه تقوا و هدایت شد/
|
|
|
|
3 جمادی الثانی |
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
شهادت حضرت فاطمه زهراء(علیها السلام)
شهادت صدیقه کبرى حضرت فاطمه زهراء بنا بر اینکه 95 روز از رحلت حضرت رسول
اکرم(صلى الله علیه وآله) گذشته باشد در سال 11 هجرى قمرى.(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-حوادث الایام، صفحه 127.
|
|
|
|
جمادی الثانی |
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391
علت نام گذارى ماه جمادى الثّانى
جُمادى بر وزن حُبارى از ماده جَمْد بمعنى بسته شدن مى باشد، در موقع
نامگذارى این ماه ،آب یخ بسته بود به همین سبب این ماه را جُمادى
نامیدند.(1)
اعمال مشترک اول هر ماه
1ـ دعا
در زمان دیدن هلال خواندن دعاى هلال وارد شده است و أقلّش آن است که سه
مرتبه بگوید اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید:
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا.
بهترین دعاى زمان رؤیت هلال دعاى 43 «صحیفه سجّادیه» است.(2)
2ـ قرآن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».(3)
3ـ روزه
از أمورى که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم
«علّامه مجلسى»(رحمه الله) در «زادالمعاد» مى گوید: مطابق مشهور، این سه
روز، پنجشنبه اوّل ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اوّل از دهه وسط ماه
است.(4)
4ـ نماز
شب اوّل ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره «حمد»
سوره «انعام» را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسى و هر دردى ایمن گرداند.
روز اوّل ماه: خواندن نماز اوّل ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اوّل بعد
از «حمد» سى مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوّم بعد از «حمد» سى مرتبه سوره
«قدر» بخواند و بعد از نماز صدقه اى در راه خدا بدهد; هر کس چنین کند،
سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.(5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حوادث الایام، صفحه 6.
2-وقایع الایّام، صغحه 11.
3-مفاتیح نوین، صفحه 579.
4-مفاتیح نوین، صفحه 580.
5-مفاتیح نوین، صفحه 579.
|
|
|
|
ستمگران فاطمه؛ لعنت شدگان خدا و پيامبر |
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
ستمگران فاطمه؛ لعنت شدگان خدا و پيامبرپروردگار عالم در سوره احزاب آيه 57 مىفرمايند: "ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا والآخرة"؛ به يقين كسانى كه خدا و پيامبر او را اذيت مىكنند، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مىباشند. قطع
نظر از روايات خاصه كه از طريق شيعه نقل شده، اگر آن احاديثي را كه در كتب
معتبر عامه آمده است را كه «اذيت فاطمه عليهاالسلام را اذيت خدا و پيامبرش
مىدانند» را با اين آيه شريفه كنار هم گذاشته و نتيجه بگيريم، آنگاه به
اين ثمره خواهيم رسيد كه هر كس فاطمه عليهاالسلام را اذيت كرده و در حق او
ستمگرى نموده و به خانه او تجاوز كرده و ... در دنيا و آخرت ملعون بوده و
از رحمت الهى محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد.
علاوه بر اين، استدلال و استنتاج، از تفسير على بن ابراهيم نقل شده كه اين
آيه در مورد كسانى نازل شده، كه حق على عليهالسلام را غصب كنند و فاطمه
عليهاالسلام را از حقش محروم نموده و وى را به خشم آورند... .(1) «ان
الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا
مهينا»؛ نزلت فيمن غصب اميرالمؤمنين حقه و اخذ حق فاطمه و آذاها... . پس،
با اين بيان روشن (ايذا فاطمه عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر، موذيان خدا و
پيامبر ملعون، پس موذيان و مبغضان فاطمه ملعون). ملاحظه مىشود كه خداوند،
دشمنان و ستمگران فاطمه عليهاالسلام را در قرآن مجيد ملعون خوانده است. و
اما از نظر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز، از طريق اهل تسنن، از
ابنعباس در يك حديث مفصل در مورد حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين آمده است: اللهم
العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و ذلل من اذلها، و خلد فى نارك من ضرب
جنبها حتى القت ولدها، فتقول الملائكه عند ذلك (آمين) (2) ؛ خداوندا! هر كس فاطمه را مورد ستم قرار دهد از رحمت خود دور بدار (لعنتش
كن) و غاصبين حقش را عذاب كن و كسى كه او را خوار گرداند، خوارش فرما و
آنان كه به پهلوى او مىزنند و باعث سقط فرزندش مىشود براى هميشه در آتش
دار، (اين دعاها با آمين ملائكه به اجابت مىرسد.) چنانچه ملاحظه
مىكنيد در اين حديث پيامبر خدا ستمگران و غاصبين حق فاطمه عليهاالسلام را
ملعون خوانده و آنان را براى هميشه اهل آتش مىداند. پينوشتها: 1ـ عوالم، ج 11، ص 110/ بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23. 2ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 35، ح 371.
|
|
|
|
۲۹ جمادی الاول |
شنبه دوم اردیبهشت 1391
▪ ولادت حضرت اسماعیل(علیه السلام) حضرت ابراهیم(علیه السلام) با دختر خاله خود به نام ساره ازدواج کرده بود.
ساره، خدمت کارى داشت به نام هاجر که پادشاه قبطى او را به ساره بخشیده
بود. سالها از زندگى ابراهیم(علیه السلام) و ساره گذشت ولى صاحب فرزند
نشدند، طبق پیشنهاد ساره، حضرت ابراهیم(علیه السلام) هاجر را از او
خریدارى نمود، در بعضى از تواریخ آمده که ساره خود پیشنهاد کرد که (هاجر را
بتو بخشیدم شاید خداوند از او فرزندى بتو بدهد). خداوند از هاجر به
حضرت ابراهیم(علیه السلام) پسرى عنایت نمود به نام اسماعیل . ساره از اینکه
هاجر صاحب فرزند شده بسیار ناراحت شد. حضرت ابراهیم(علیه السلام) به
دستور خداوند متعال هاجر و اسماعیل را به شهر مکه برد. نقل شده که اسماعیل
دو ساله بود که آب زمزم به یمن مقدمش زیر پاى او نمایان شد. در این هنگام
قبیله جرهم و قطور در مسیر راه از آنجا عبور مى کردند که با دیدن چشمه آب،
آنجا را براى اقامت خود انتخاب کردند. و بدین وسیله هاجر و اسماعیل از
تنهائى نجات یافتند.(1)
وفات محمد بن عثمان عمرى(رحمه الله)
ابو جعفر محمدبن عثمان بن سعید عَمرى(رحمه الله) دومین نائب خاص امام عصر(علیه السلام)، در چنین روزى وفات نمود.(2) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- حوادث الایام، صفحه 125. 2-تقویم شیعه، صفحه 125.
|
|
|
|
۰۶ ربيع الثانی |
چهارشنبه دهم اسفند 1390
مرگ هشام بن عبدالملک هشام بن عبدالملک در روز چهار شنبه ششم ربیع الثانى سال 125 هجرى قمرى در سن 53 سالگى در رصافه به جهنم واصل شد.
هشام مردى بدخو و بخیل و حریص بر جمع مال بود، وى دستور کشتن زید بن على
بن الحسین(علیه السلام) را صادر کرد و امام باقر و حضرت صادق(علیهما
السلام) را به شام احضار کرد و جسارتهاى فراوانى به آن حضرات نمود و
آخرالامر امام باقر(علیه السلام) را به شهادت رساند. هشام 19 سال و 9 ماه و
ده روز خلافت کرد.(1) مرگ منصور دوانقى ابو جعفر عبداللّه منصور دوانِقى در ششم ربیع الثانى سال 158 هجرى قمرى به جهنم واصل شد.
خسیسى و پستى او به حدّى بود که از دانق نیز مضایقه مى کرد لذا مشهور به
دوانقى شد، این ملعون اولاد پیامبراسلام(علیه السلام) را به حدّى مورد ظلم و
ستم قرار مى داد که حتى امام صادق(علیه السلام) را از این امر مستثنى نکرد
و آخر الامر حضرت را مسموم و شهید نمود. (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-تقویم شیعه، صفحه 104. 2-حوادث الایام، صفحه 100.
|
|
|
|
۰۵ ربيع الاول |
یکشنبه نهم بهمن 1390
وفات حضرت سکینه(علیها السلام)سُکَیْنِه دختر امام حسین(علیه السلام) است که در پنجم ربیع الاول سال 117 هجرى قمرى چشم از جهان فرو بست. مادر ایشان رباب(علیها السلام) است که با هم در واقعه کربلا حضور داشتند، و همراه با اسراء به کوفه و شام رفتند. نوشته اند: سکینه در مدینه مدفون است، بعضى قائلند قبر وى در مصر است و برخى قبر ایشان را در مکه مى دانند.(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-حوادث الایّام، صفحه 79.
|
|
|
|
۰۳ ربيع الاول |
جمعه هفتم بهمن 1390
سنگ باران کردن و سوزاندن کعبه حصین بن نمیر کعبه معظمه را در سوّم ربیع الاوّل سال 64 هجرى قمرى سنگ باران کرد و سوزانید.
یزید بن معاویه براى مسلم بن عقبه نوشت: هر گاه از مدینه فارق شدى به
جانب مکه معظمه برو و به قلع عبداللّه بن زبیر بپرداز. چون مسلم از قتل و
غارت اهل مدینه فارغ گردید، به قصد قتل عبداللّه و خراب کردن خانه خدا عازم
مکه شد، در راه آثار مرگ را در خود مشاهده کرد، حصین بن نمیر ملعون را
خواند. و به امر یزید سردارى لشکر را به او داد و گفت: ملاحظه نکنى که خانه
خداست، امر یزید از آن بالاتر است. منجنیق ها را نصب کرده و از خرابى
خانه خدا و قتل خویشان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) پرهیز مکن. وى پس از
این سخنان به درک واصل شد. حصین با لشکر شام وارد مکه گردید و منجنیق
ها را به کوه ابوقبیس و اطراف مکه نصب کردند و با آنها آتش و سنگ مى
انداختند که به واسطه این امر درهاى کعبه و مسجدالحرام سوخته شد.(1) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-حوادث الایّام، صفحه 78.
|
|
|
|
معنای لغوی "ربیع"/ در لیلةالمبیت چه گذشت |
چهارشنبه پنجم بهمن 1390
لیلة المبیت شبی است که حضرت علی(ع) برای خنثی کردن مکر دشمنان پیامبر(ص)
که قصد جان آن حضرت را داشتند در بستر ایشان خوابید و با رشادتی که به
واسطه ایمان بینظیر از خود نشان داد، واقعهای تاریخی را رقم زد.
ربیع
به معنى بهار از ماده رَبع است. علت اینکه به این ماه ربیع گفته مى شود
این است که در فصل بهار گیاهان تر و تازه اند و نامگذارى این ماه در فصل
بهار رخ داده است.
مردم مدینه در سال سیزدهم بعثت، با حضرت رسول(ص)
در مکه بیعت کردند تا حضرت به مدینه مهاجرت کنند و عهد کردند که در مدینه
از حضرت همچون جان خود محافظت نمایند.
کفار قریش که از پیمان آنها
با پیامبر(ص) با خبر شدند بر کینه آنها افزود، لذا قرار گذاشتند از هر
قبیله، مردى دلاور انتخاب کرده و با هم پیامبر(ص) را به قتل برسانند تا
خونبهایش در بین قبایل پراکنده شود و عشیره پیامبر قدرت مقابله با قاتل
حضرت را نداشته باشند.
این گروه شب اول ربیع الاول در اطراف خانه
پیامبر(ص) جمع شدند و قرار گذاشتند که وقتى پیامبر به رختخواب رفت بر بالین
وى حاضر و او را به قتل برسانند.
موضوع از طریق خداوند متعال به
اطلاع پیامبر اسلام(ص) رسید و آیه شریفه (إذْ یَمکُر بِکَ الَّذینَ کَفَروا
لیُثبِتوکَ أوُ یَقتُلوکَ أوُ یُخرِجوکَ و یَمکُرونَ وَ یمکُرُ اللّهُ و
اللّهُ خَیرُ الماکِرینَ)(سوره انفال، آیه ۳۰) نازل شد.
پیامبر(ص) مأمور گشت تا على(ع) را به جاى خود در بستر گذارد و از مکه خارج شود.
پیامبر(ص)
به على(ع) فرمود: خداوند امر کرده در جاى من بخوابى و من خارج شوم. على(ع)
عرض کرد: یا رسول اللّه اگر من در جاى شما بخوابم شما نجات مى یابید؟
فرمود: بلى. در این هنگام على(ع) عرض کرد: اَلْحَمْدُ لِلّهَ الَّذى جَعَلَ
نَفْسى وَقاءً لِنَفْسِ رَسُول الْلّه و سجده شکر به جا آورد.
پیامبر به غار ثور تشریف برد و سه روز در آنجا ماند، در روز چهارم به سوى مدینه حرکت و در دوازدهم ربیع الاول وارد مدینه شد.
|
|
|